خرید بک لینک
لای موهایت همیشه یک گل سر داشتیلاغر و ساده ولی چشمان محشر داشتیمثل اسکندر به قلبم می زدی با هر نفسقتل عامم کردی و چشم ستمگر داشتیشهر، شهرم را به آتش می کشیدی دم به دمبی پناهی بودم و در من،تو لشکر داشتیمطلع شعرم شدی با هر غزل میخواندمتمطمئن بودم که با من حال بهتر داشتیزندگی اما برایم خواب دیگر دیده بودبا رژ قرمز، کنارش شالی از پر داشتیبی قراری های من رسواترم میکرد و توشاعر گم کرده راهی دست آخر داشتیخوش خیالی هایم از این با تو بودن بس نبودمن میان این همه مهره، تو بد برداشتیهای هایم میگذشت از کوچه های بی کسیلا اله "غیر تو"، ایکاش باور داشتیسالهایم هی گذشت و داغ تو جان می گرفتفکر اینکه این همه مدت چه در سر داشتی؟تا که روزی کودکی دیدم کنارم . . . لعنتیغرقِ چشمانش شدم، حالا تو دختر داشتیدیدمت اما نگاهت سرد آمد سمت منساده تنها رد شدی با دیده ی تر داشتی می چکاندی قطره قطره سالهای رفته را روی مرد خسته ای که در برابر داشتیبا نگاهی وقت رفتن تلخ فهماندی به منعاشقم بودی ، اگرچه... یار دیگر داشتی شعر "لای موهایت همیشه یک گل سر داشتی" از دفتر شعر "هیچ صدایی شبیه تو نیست" شاعر "پويا جمشيدي"

برچسب: لای موهایت همیشه یک گل سر داشتی, نویسنده: مهراد صمیمی تاريخ: يکشنبه 21 آذر 1395 ساعت: 20:05

از این تنهایی بیزارماز این با هم نبودنهااز این غربتاز این حسرتاز این بیهوده بودنهاشبها تا صبح بیدارم.چقدر می باید اندوه داشتچقدر می باید دلگیر بود . . .من از دلتنگی بیزارم . شعر "ازاین بیهوده بودنها" از دفتر شعر "خاطرات گمشده" شاعر "پويا جمشيدي"

برچسب: از این بیهوده بودن ها,از این تکرار ساعتها از این بیهوده بودن ها, نویسنده: مهراد صمیمی تاريخ: يکشنبه 21 آذر 1395 ساعت: 20:05

غرق یک خاطره باشی و به آخر بِرِسیبه غم انگیزترین صفحه ی دفتر برسیبه سرت هی بزند تا بروی رو به عقبکه به یک حادثه یا یک غم بهتر برسیاز غزل کام بگیری و بسوزی هر شبسر این رابطه اینبار به باور برسیعشق یعنی که بخواهی و بمیری، ای وای!آنقَدَر دیر ، دمِ رفتن او سر برسیباخدا عهد ببندی و بگوید باشددست آخر که به یک شانه ی دیگر برسی!آرزوهای محال دل بی تو یعنیلحظه ای چشم ببندم ، تو هم از در . . . ____________پویا جمشیدی شعر "غرق یک خاطره باشی و به آخر بِرِسی" از دفتر شعر "هیچ صدایی شبیه تو نیست" شاعر "پويا جمشيدي"

برچسب: غرق یک خاطره باشی و به آخر برسی, نویسنده: مهراد صمیمی تاريخ: يکشنبه 21 آذر 1395 ساعت: 20:05

.بايد كسي باشد شبي ماتم بگيردوقتي نبودم صورتش را غم بگيردبايد كسي باشد كه عكس خنده ام را در لابه لاي گريه اش محكم بگيردچشمش به هر كوچه خياباني بيافتدباران تنهاتر شدن، نَم نَم... بگيردهي شهر را با خاطراتش در نَوَردَدآينده اش را سايه اي مبهم بگيرداز گريه هاي او خدا قلبش بلرزداز گريه هاي او نفسهايم بگيردمن! جاي خالي باشم و او هم برايمهر پنج شنبه شاخه اي مريم بگيردپوياجمشيدی.. شعر "باید کسی باشد شبی ماتم بگیرد" از دفتر شعر "هیچ صدایی شبیه تو نیست" شاعر "پويا جمشيدي"

برچسب: هميشه بايد کسي باشد, نویسنده: مهراد صمیمی تاريخ: يکشنبه 21 آذر 1395 ساعت: 20:05

صفحه بندی